|
نقاب برداشتم از صورتم تو هم بردار بامنی چون من باش بی نقاب بی کلک
|
||||
| ایمیل |
|
|||
صحبت از قصه های بچگی است
و یکی بود یکی نبود
اول هر قصه
و تو از قصه های بچگی
نبودن را یاد گرفتی
و من بودن را
تو یکی نبودن را یاد گرفتی
و من یکی بودن را
و حیف که قصه ما نا تمام ماند
چون من یاد گرفتم باشم
و تو یاد گرفته بودی که نباشی
نشد که بودن من و نبود تو
به بود هردومان کنار هم
بدل شود 
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:59 توسط پسر بی نقاب
|
